تبلیغات
حرفهایم با تو

اگر خوبت نباشم مهربانم زرد خواهم شد حرفهایم با تو

سه شنبه 4 بهمن 1384

من از هزار سال خستگی

از کنج زندون اومدم

دلم کویر غربته

به عشق بارون اومدم

غرور تیکه تیکمو

میخوام که مرحم بزارم

غصه های یه عمرمو

رو دوش عالم بزارم

من پی دست پاکی ام

قبار قلب پیرمو

پاک کنه و رها کنه

گریه های اسیرمو

میخوام که از یاد ببرم

هرچی ازم گرفته شد

میخوام فراموش بکنم

هرچی که رشتم پنبه شد

خنده قهقه ما

همیشه از دلخوشی نیست

گاهی شکستن دلی

کمتر از آدم کشی نیست

گاهی دل اینقدر تنگ میشه

که گریه هم کم میاره

یه حرف خیلی ساده هم

گاهی چقدر غم میاره



[ سه شنبه 4 بهمن 1384 - 08:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| باربود ] [شعر , ] [+]