تبلیغات
حرفهایم با تو

اگر خوبت نباشم مهربانم زرد خواهم شد حرفهایم با تو

یکشنبه 14 اسفند 1384

بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارم

آه ...ای خفتـه! که من چشم به راهت دارم

خانه ام ابری و چشمان ِ تو همچون خورشید

چه کـنـم ؟ دست خودم نـیست اگــر می بارم

             کم برای من از این پنجره ها حرف بزن 

من بـدون تو از این پنجــره ها بـیــزارم 

این که شیرین شده غم خوردن من، نیست عجب

کــــــه از انــدوه نگـــــاهی عســلی سـرشـارم

جان من هدیه ی ناچیزیست ، تقدیم شما 

گرچه در شان شما نیست ، همین را دارم

کاش می شد در این خانـه شبی از شبهـا

دست در دست تو ای خوبترین ! بگذارم



[ یکشنبه 14 اسفند 1384 - 02:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 14 اسفند 1384 - 02:03 ق.ظ]
[ پیام ()|| باربود ] [شعر , ] [+]