تبلیغات
حرفهایم با تو

اگر خوبت نباشم مهربانم زرد خواهم شد حرفهایم با تو

پنجشنبه 24 فروردین 1385

آهنگی در سكوت

 

بپیچ ای تازیانه ! خرد كن ، بشكن ستون استخوانم را
به تاریكی تبه كن ، سایه ی ظلمت

بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت

فروغ شب فروز دیدگانم را

لگدمال ستم كن ، خوار كن ، نابود كن

در تیره چال مرگ دهشتزا

امید ناله سوز نغمه خوانم را

به تیر آشیاسوز اجانب تار كن ، پاشیده كن از هم

پریشان كن ، بسوزان ، در به در كن آشیانم را

بخون آغشته كن ، سرگشته كن در بیكران این شب تاریك وحشتزا

ستمكش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را
به دریای فلاكت غرق كن ، آوازه كن ، دیوانه ی وحشی

ز ساحل دور و سرگردان و تنها

كشتی امواج كوب آرزوی بیكرانم را با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان كن

كه می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را

طنین افكن سرود فتح بیچون و چرای كاررا

سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسای
بر اوج قدرت انسان زحمتكش

به دست پینه بسته ، میفزارم پرچم پرافتخار آرمانم را
 



[ پنجشنبه 24 فروردین 1385 - 02:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| باربود ] [اشعار کارو , ] [+]