تبلیغات
حرفهایم با تو

اگر خوبت نباشم مهربانم زرد خواهم شد حرفهایم با تو

یکشنبه 1 مرداد 1385

آهنگی در سكوت

بپیچ ای تازیانه ! خرد كن ، بشكن ستون استخوانم را
 به تاریكی تبه كن ، سایه ی ظلمت
بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت
 فروغ شب فروز دیدگانم را
 لگدمال ستم كن ، خوار كن ، نابود كن
 در تیره چال مرگ دهشتزا
امید ناله سوز نغمه خوانم را
 به تیر آشیاسوز اجانب تار كن ، پاشیده كن از هم
پریشان كن ، بسوزان ، در به در كن آشیانم را
بخون آغشته كن ، سرگشته كن در بیكران این شب تاریك وحشتزا
 ستمكش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را
 به دریای فلاكت غرق كن ، آوازه كن ، دیوانه ی وحشی
 ز ساحل دور و سرگردان و تنها
 كشتی امواج كوب آرزوی بیكرانم را با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان كن
 كه می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را
 طنین افكن سرود فتح بیچون و چرای كاررا
سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسای
 بر اوج قدرت انسان زحمتكش
 به دست پینه بسته ، میفزارم پرچم پرافتخار آرمانم را



[ یکشنبه 1 مرداد 1385 - 01:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| احد ] [اشعار کارو , ] [+]