تبلیغات
حرفهایم با تو - وداع

اگر خوبت نباشم مهربانم زرد خواهم شد حرفهایم با تو

وداع
یکشنبه 16 مهر 1385

وداع

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا كه در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لكه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
 می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نكند باد وصال
 ناله می لرزد
می رقصد اشك
آه بگذار كه بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به كه بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خوینن دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کتاب زندگی را با تو ورق زدم حالا که نیستی این زندگی هم سرابی بیش نیست .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همه دوستان عزیز مواظب خودتون باشید احد همیشه به یاد شما عزیزان است .یا حق



[ یکشنبه 16 مهر 1385 - 10:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مهر 1385 - 10:10 ق.ظ]
[ پیام ()|| احد ] [شعر , ] [+]